تجزیه طلبی باچراغ خاموش

علیانوشت 

 

قسمت ششم ازدلنوشته ای هشت قسمتی  
موضوع: نقدی منصفانه برعواقب سوء کلمه مینجایی باحذف نام بالاگریوه وتاثیرات منفی آن بردیگر اقوام لرستان به بهانه اتحاد آنهم در عصر پررنگی دسیسه های مخالفان حکومت درخارج ازمرزها بوسیله ای عده ای خاص !
تاریخ : ۶/مرداد/۹۷
           
باسلام 
امروزه دراین عصرنیرنگ وتزویرهرروز شاهد ظهورپدیده هایی ازجنس نفاق هستیم وهرازگاهی باعث تشویش افکارعمومی می گردد.
آنچه مسلم است عواقب ناگواری ست که این پدیده هادرتابلوی اذهان بجایی خواهندگذاشت وباآفرینش برچسب های غیرواقعی مسبب انحراف درمسیر عادی زندگی مردم شده اند.
تولیدکنندگان اصلی این عناوین بادقت و بااستفاده ازمفاهیم احساس برانگیزدربین جامعه وبکارگیری جوانان دل پاک والبته ساده اندیش درالقاءنمودن این مفاهیم تلاش میکنندتاعلاوه برمقاصدشوم جایی دردل مردم بازکنند این نقاب هاعمومااز سوی کسانی توزیع می شودکه :
۱_انگیزه ای جزخدمت نداشته وازحقایق ودسیسه های معاندین کاملابی اطلاع هستند..
۲_اکثرأازمتعصبین چشم وگوش بسته غیرتی بوده که بااعتمادسازی دروغین عوامل اصلی نفاق اسیرجهل شده اند
۳_حمایت های مالی موسسات تولید کننده نقاب های فریبنده به مروجین ناآگاه این کلمات باعناوین مختلف ازجمله کمک خرج های تحصیلی ،کمک کردن به نیازمندان ،خیریه هاو... 
۴_ایجادگروه هایی جهت ترویج این واژگان برای مقابله بامنتقدین ودلسوزان حقیقی این مرزوبوم باقراردادن خودی هاروبروی هم به بهانه ضدیت اتحادبرای ایجادچالش های سرگرم کنندودورشدن اذهان عمومی ازمشکلات حقیقی ..
بارزترین نکات برجسته این نفاق را میتوان به سادگی پیدانمود :
 
الف)_کسانیکه عامل اصلی جریان هستنداز خارج مرزهای ایران فرمان صادرمیکنند.
ب)_رهبران این گونه مسائل تنش زا نقطه مقابل حکومت بوده وخودراتافته ای جدابافته ازقشرعمومی دانسته 
ج)_توهم باسوادی میان این قشر محدود
 بخوبی قابل لمس است وهیچگونه انتقادی راپذیرانیستند(درحالیکه اگرملاک وحدت آفرینی بوده پافشاری برمدارکج نشان چیست)جزآنکه هدف غیرازوحدت واتحاداست..
د)_ خودراحامیان وحدت وضدتجزیه طلبی پنداشته امابرای دیگران محدوده تعیین میکنند..
ط)_ درظاهرخواهان برقراری زبان مادری بوده امابرای اتحادعزنمادهایی استفاده میکنندکه غیربومی وملی بوده.

لازم به ذکراست تجزیه_طلب هرکسی باشدباهرعناوین وکلماتی که بوی جدایی دهدچه ازنظرمحتوایی وچه ازلحاظ غیر آن نفاق افکن بوده خواه مینجایی باشدخواه لکستان 

ادامه دارد...
علی_سرابی_یاقوند 
ف،ت،سیاسی فرهنگی رسانه شاعرحماسی سرا بالاگریوه لرستان 

 


:: برچسب‌ها: لرگرایی , لرخواهی , قوم لر , اقوام ایرانی , اتحاد , لکستان , مینجایی , بالاگریوه ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : غریبه آشنا
تاریخ : جمعه 6 مرداد 1396
علت اختلاف میان اقوام ایرانی وایجادشکاف درقوم لر قسمت اول بقلم علی سرابی یاقوند
اولین قسمت ازهشت قسمت یک دلنوشته غمگین 
 علیانوشت 
تذکراستدعادارم دوستان روی جملات وکلمات کلیدی وشاخص اندکی تامل نمایید

هوالقادر
دلنوشته ای ازجورزمان درکالبدانسان های بیخردوخودشیفته هاییکه باطبل جناحی
برپیکرپرازتاول لرستان می کوبندبدون آنکه بدانندهرضربه ازاین طبل همانندیک قرن عقب افتادگیست ازمسیرمطالبه گری قانونی...
آنهاشایدجیب راپرکننددرحالیکه به ازای هریک ریال که برجیب میریزندهزاران ریال ازجیب مردم بینوای این دیاررابه کام خوش نشینان واریزمی کنند...
صدای امروزمن نه ازدردخویش است بلکه فریاداستغاثه حقیقتی ست که درگلوی حق جویان وحق طلبان درمسیردادخواهی مانده وازدرون شعله ای تمام وجودشان رافراگرفته است

لرستان ای سرزمین رنجورازگنجورهای مانده درخاکی که شیرازه صداقت ووفاداری راآگورمایه جان بشریت نموده حال مرددهستم چگونه بنویسم نامت راتاقلم بغض اش خونین نگرددوجوهرش خشک نشودازاینهمه زخم هاییکه ازخنجر نامردمی برتن تویادگارمانده... 

لرستان ای سرزمین غیرت نشین باورنمی کنم غروب غیرت 



:: موضوعات مرتبط: سیاست , دلنوشته های شکسته , ,
:: برچسب‌ها: قوم لر , کهگیلویه وبویراحمد , ممسنی , اشعار , ایین ها , چهارمحال بختیاری , آتش به اختیار , لکستان , قوم لک ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : غریبه آشنا
تاریخ : پنج شنبه 22 تير 1396
دلنوشته غمگین بابغض دل برای توبرادرعزیز لک زاده+تصویر


 دلنوشته غمگین بابغض دل برای توبرادرعزیز لک زاده
جناب آقای محمودنظری فعال فرهیخته فرهنگی  
بهترین درودهای اهورایی راتقدیم رخسارپرنورتان کرده درسبدی ازگلهای سرخ محمدی (ص)
اگرکمی باچشم دل برکلمه های بارانی ام نگاهی نماییدخواهی دیدخون دل برادرخودراکه سنگ فرش این کاغذسفیدمجازی گشته..
ازآنروزی که امرنمودی تادیدگاهم رابیان نمایم تاامروزهمانندپرستویی مهاجرسربرکوهسار
تنهایی خویش نهاده که چگونه بنویسم تامباداناخواسته خاطری برنجدکه مرگ رابراین رنجش ترجیع میدهم.
پیشاپیش امیدوارمبرمن ببخشایی این جسارت را...
 
 
برادرعزیزلک زاده ی من:
حال برای تومینویسم چونکه توراازخویش جدانمیدانم بغض دل بااشک قلم آمیخته
شدتابنویسدازدردی گران وغم نهفته درجان خامه مرکب دان خاک گرفته درپنجره تنهایی قلبی
مملوازفراق وسرشارازجفای روزگار ناسازگاردرگذرستان عمرتن های فرسوده پشت پرده اندوه ماتم...
ازروزیکه پدرم درتخت جمشیدودرپاسارگاد تمام هستی پدران عیلامی اش ودیعه گذاشت
برای آن بودتاسرودباهم بودن رادردالان باریک وتنگ نفس گیرتاریک تاریخ هجاکنیم ،
حال چگونه بایدباورکردگلونی مادرم راکه 
تنهادارایی من ازباتوبودن بودرا بدون کفن درگورستان غریب ونامحرم نامردمی هادفن کنم.
خوب میدانی برادرم اززمانیکه اهرام ثلاته درمصرپایه گذاری شدتاروزیکه کنارعلقمه
دوتادست بیکسی نقش وفاداری رابرزمین ترسیم کرده برای آن
بودهمانندیک ریسمان باعث ایستایی من وتوباشد.
 
 
من باتوهمزادم باتوهمراهم وجودمن باتوگره 
خورده باتوخیالی لبریزازشادی داشتم من به شوق باهم بودن هرپگاه درختان
صداقت راآبیاری میکردم تامبادا برگهای سبزهمیاری زردوغنچه های مهربانی خشک گردد.
حال چگونه دست تاریخ رابگیرم وقتی تمام بودنم دردست توست...
حال چگونه باورکنم که مرابودنی بودسحرگاهی باطلوع آفتاب مهرورزی.
من باتویک ریشه ام دراندیشه میترائیسم ،دربازوی غیرت،درخون سیاوش،درکمان آرش،
دراندوه کاوه،درزلالی سیمره،درلوای کاوه،درضحاک کشی زمانه،درعدالت کریمخانی،
درسوارکاری سهراب ،درنقش آفرینی رستم،درپاکی یوتاب،دربندبندچهل سرو.
درغم هاوشادی های دشت سوزیانا،درتشنگی کزرمی،درزادروزهای شادی آفرین نوروز،
درجشن های باستانی،دردفاع ازشرافت کیانی وهم سلول تودرزندان اریتریکای غریب.
حال چگونه بایدبنویسم درحالیکه هویتم دردست های توچکه میکندچگونه پشت سربگذارم تمام ناتمام خودرا..
 
 
برادرارزشمندوفرهیخته لک زداده من:
خوب میدانم هیچگاه مرهم دردتونبوده ام!
میدانم برادرخوبی نبوده ام وهمانندیوسف تورادرچاه ظلمت خیزدوران تنهاگذاشتم
و هرگزکاروان نشدم برایت،اگرچه هیچگاه ضربه های ناعدالتی دولتمردان رابرگرده های
زخمی تواحساس نکردم،اگرچه هیچوقت طعم حسرتی که درجان تورخنه کرده رانچشیدم
،اگرچه درآسمان نابرابری های روزگارجباردرکنارتونبوده ام 
پچونکه منم همانندتوغرق درجوروجبراین خفقان زاده های نابرابری هستم.
 
منم دستهایم به زنجیرناعدالتی بسته است وبرپاهایم پابندفولادینی ازصبرزده اند.
توای برادروهمزادمن نمیدانم گازخردل تاکجااجازه ماندن به من میدهد
وبعدازمن تابوتم رفع کیش شاه کدامین دسته وجناح میگردد...
س تاهنوزفرصت ماندن دارم خلاصه میکنم برایت بااین جمله :
برگردبرادرم اگرچه میدانم برتوجفاهاشده اماروانیست تاوان آنراباجدایی ازمن بگیری..
برگردبرادرم که دلم سخت تنهاست بدون تو...
تاریخی که توراازمن بگیردتاریخ نیست بلکه میخی بوده دردیدگان من...
برگردبرادرلک زاده من که قوم لربابودن توزیباست...برگردبرادرم ..
.که پازل قوم لر بالک ثلاثی میرنوروز بختیاری وکلهروممسنی تکمیل میگردد...

 لک تنهانیست 
 لرستان راتکه تکه نکنید 
 برنامه های لکی حق مردم لک زبان است

ارادتمندشما
 علی سرابي یاقوند 
شاعرحماسی سرای قوم لر نویسنده وتحلیل گرسیاسی ورسانه
 


:: موضوعات مرتبط: ادبیات , دلنوشته های شکسته , دلنوشته های غمگین , ,
:: برچسب‌ها: قوم لر , کهگیلویه وبویراحمد , ممسنی , اشعار , ایین ها , چهارمحال بختیاری , آتش به اختیار , لکستان , قوم لک ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : غریبه آشنا
تاریخ : پنج شنبه 15 تير 1396

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 95 صفحه بعد