شعرلری بالاگریوه لرستان درددیری

 

‍ ‌شعرلری بالاگریوه

 

عیدبی_یار

عیدوماخدایا،اما نیوما یارم

گل یادش الهی برده همه قرارم

 

بادوبارون ناله پریشوکردخیالم

زمستونی سوزکرده خدایا دبهارم 

 

 درخت بیقراری ،ریشه زده دجونم

ثمرش بی گریوه الهی سی شوگارم

 

باغبون بیکسی ،تکیه زده سرشونم

چش دلم خینی کرده غمیاروزگارم

 

ستاره غصه نوکرد دآسمونه بختم

زونوی غم گرته هردوچش انتظارم

 

هرجمعه دل وه طماع تابرسه هنارس

دلخوشیام بارکرده وقتیکه یاری نارم 

 

علیارته قرارش د ای دنیای ناراس

عیدمه روزیکه یار بیا وا دیارم 

 

بیامهدی زهرا که طاقتم رومسه 

بس که منم انتظار بسکه جمعه شمارم

 

شاعروتحلیلگرسیاسی

علی سرابی یاقوند



:: موضوعات مرتبط: دلنوشته های غمگین , تازه های خبری , ,
:: برچسب‌ها: شعرلری , لرستان , عاشقانه , فراق ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : غریبه آشنا
تاریخ : شنبه 26 خرداد 1397
شعردرفراق صاحب الزمان

‍ ﷽ 

بازقلم بغض دلش بازشد

مرغ سحرقصه پروازشد 

 سرخ شده مرکب خامه اش

ویران شده آبادی خانه اش

بازقلم بغض فشانی میکند

برگلویش داغ نشانی میکند

دوچشمانم ازغم آل طاها

آبیاری کردباغ غریب یاررا

باناله های جانسوز آسمان 

تلمیح های غصه شده فراوان

هاتف غیب آمدوگفتاچنین 

ای پیروان مسلک عابدین

بشنوتواین سِرنهانخانه را

حقیقتی که لرزاندشانه را

بازاریوسف فروشی شده باب

زلیخاهای جعلی درپیچ وتاب

پیام مولای غریبم این است

ازمردم زمانه دل حزین است 

ازشیعیان دلش گرفته بارها

باکردارهای آلوده به ریا 

نمک نزن به زخم اوتوهربار

اینقدرنزن سیلی به رخساریار

هرکجاکه شیعه خطامیکند

سیلی به صورتش عطامیکند

نزن سیلی به صورت آن عزیز 

ازرفتارهادلش راکردیدریزریز

حال که برای فرجش نیست دعا

لااقل سیلی نزنیدبه مولا

وقتی نمیخوانیددعای فرج

پس چراازنام اومیکنیدخرج 

یوسف فروشی خیلی ارزان شده

به فیمت یک لقمه ای نان شده

وقتی که اینگونه گناه میکنید

برگونه او هم نگاه میکنید؟

تاببیندجای اون ضرب سیلی

که چگونه صورتش گشته نیلی 

ازضرب سیلی کوچه یادش میاد

غصه هاشوبااین کارنکن زیاد

جمعه درجمعه پراز عزا شده 

این ماتم ولی چه بیصداشده 

 درغروب جمعه هانظر نما

تاببینی سرخی خون طاها 

تابنگری چگونه غوغاشده 

کبودی خورشیدهویداشده

هرجمعه ایکه بی مهدی میرود

عمر ما هم بابدعهدی میرود

زندگی بی مهدی عذاب آورست

زندگی بی مهدی مذاب آورست

عطرگلهاازنرگس ویاس بوده

گلاب مهدی ازگل خاص بوده

این جمعه رفت امادلی نشدتنگ

دنیاچراپرشده ازرنگ وننگ 

 زمان چرا چنین پرازدردشده 

محله ها هم پر از نامردشده 

داخل هرکوچه صدایی میاد

نوایی از دردجدایی میاد

برسرهرکوچه گلی کاشته اند

نرگسی ویاس سنبلی کاشته اند 

اماچراشاخه هارو میشکنید

برگهای یاس راپس چرامیکنید

 دست علیامیلزردازاین سرود

کاش که این جمعه بیایداوزود

شاعر: علی سرابی یاقوند 

 



:: موضوعات مرتبط: دلنوشته های غمگین , مذهبی , تازه های خبری , ,
:: برچسب‌ها: ظهور , آخرزمان , مذهبی , فراق ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : غریبه آشنا
تاریخ : شنبه 26 خرداد 1397

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 95 صفحه بعد