دلنوشته ای از علی سرابی یاقوند شاعر بالاگریوه لرستان


درشهریوربی طاقتی باآفتابی سوزان اما

هوای قلم این روزهاپرازانده وماتم است بررخت کلمات ابرهایی سیاه وباران زا نشسته اندتاقامت خم شده روزگارپرفتنه راازاشک فراق وحسرت ترنماید....

الهی :

هرکجامینگرم کینه ودردمیبینم 

وضمیرعاشقان راآه سردمیبینم 

عده ای درنازونعمت سرخ شدند

عده ای رادررکاب رخ زردمیبینم 

برخی درکاخ خیانت گشته غرق

برخی زیرزنجیرارابه گردمیبینم 

بعضی هاازسیری نان جان دهند

بعضی هارابانداری درنبردمیبینم 

افرادی ازغم وغصه اطلاعی ندارند

جمعی برحلقه آه بخت آوردمیبینم 

کسانی دیدیم که لاف ژن میزدند

ولی من ژن رادرون رگ مردمیبینم

لحظه لحظه میرسدکاردان عشق

اماعشق رابانوایی پُرْ جَرَدْ میبینم 

عقرب طالع اگر رقص کنان می آید

چونکه باعلیابدنبال هماوردمیبینم

علی_سرابی_یاقوند 

ف،ت،سیاسی فرهنگی رسانه شاعرحماسی سرا بالاگریوه لرستان 

مابقی اشعار ودکلمه هارامیتوانیددر کانال تلگرام 

مشاهده کنید.. لطفاروی کانال کلیک کنید

 



:: موضوعات مرتبط: تصاویر , دلنوشته های غمگین , ,
:: برچسب‌ها: اشعار , ادبیات ایران , اقوام , لرستان , اندیمشک ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : غریبه آشنا
تاریخ : چهار شنبه 8 شهريور 1396
شب میلادهشتمین فخرامامت حضرت امام رضا ع + تصویر+شعر

 


علیانوشت 

دلنوشته ای از دل دلگیرم 

تقدیم به شما 

دوستان و یاران همیشگی تبریک عرض نموده میلادهشتمین_خورشیدامامت فخرولایت هستی ملک ولا ضامن آشفته دلها حضرت امام رضا ع معین الضعفاء والفقراءرا محضر

عاشقان ولایت ودلدادگی // با این ابیات دلنوشته ام رو آغاز میکنم 

بازهم موج دعا.چشمها خیره به یکجا 

بازهم پنجره فولادکه شده محوتماشا 

بیایید همه بگوییم دراین لحظه پرنور

یاعلی موسی الرضا ای همه هستی ما

میشه آقا توبشی ضامن این گریه ها

بگوییدبه مهدی که همین جمعه اوبیا 

بازغروب آفتاب دلم را به شورتنهایی مبتلا نمود 

بازهم آمدن شب و نوید تاریکی وغمی به سنگینی کوه ماهورشعرمن جنسی ست از نوع جنس فرورفته آه وافسوس حبس شده دردها وغم های ناگفته .....

واژه های مبهم شعر من اشکهای من است که بر گونهایم نقش غم بسته اند

شعرمن جایی ست که خود من هستم بدون نقاب وبدون ریا وبی پرده

خالی از هر نام وبدور از دنیای آدم ها 

شعرمن دنیای من است که بدون هیچ چشمداشتی به شما تقدیم میکنم 

شمایی که با من غریبه ای ولی با غرابت این روزهایم آشنایی وهمدرد دردهای

پنهان و آشکار منی شمایی که همچون من گرفتار کوه دردبی مهری وکم لطفی لحظه های سرد روزگار ناسازگاری

به شما میگویم که مرا باشما دردیست مشترک (( مرگ ثانیه های آرزو))

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایا

امشب دلم دوباره کرده هوای یارم 

به کی بگم خدایا از غم انتظارم 


امشب دوباره بارون میباره بازازدلم 

جزغم ودرد واندوه نمونده درحاصلم


به کی بگم خدایا امشب چه حالی دارم 

پر وبالم شکسته خسته از روزگارم


به کی بگم خدایا که دردم رو بدونه

به اشک من نخنده بهم نگه دیونه


به کی بگم خدایا جز توندارم کسی 

تنها تویی خدایا مونس وفریادرسی


به تو میگم خدایا که دانی درچه حالم 

مددنما تو یارب شکسته پرو بالم  


به تو میگم خدایا که از همه برتری 

بین تمام خوبان توازهمه بهتری 


به تو میگم خدایا که بهترین گواهی

تمام درد علیا نمی ارزد به آهی


علی. سرابی یاقوند ( علیا )

د۱۶/شهریور/۹۳

س. ۲۱:۵۰

ف.ت.س.ف. شاعرحماسی سرای بالاگریوه لرستان 



:: موضوعات مرتبط: تصاویر , دلنوشته های شکسته , ,
:: برچسب‌ها: اشعار , متون , دلنوشته , لرستان , عکس نوشته , خبرهای تازه , اقوام ایرانی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : غریبه آشنا
تاریخ : پنج شنبه 12 مرداد 1396
علت اختلاف میان اقوام ایرانی وایجادشکاف درقوم لر قسمت اول بقلم علی سرابی یاقوند
اولین قسمت ازهشت قسمت یک دلنوشته غمگین 
 علیانوشت 
تذکراستدعادارم دوستان روی جملات وکلمات کلیدی وشاخص اندکی تامل نمایید

هوالقادر
دلنوشته ای ازجورزمان درکالبدانسان های بیخردوخودشیفته هاییکه باطبل جناحی
برپیکرپرازتاول لرستان می کوبندبدون آنکه بدانندهرضربه ازاین طبل همانندیک قرن عقب افتادگیست ازمسیرمطالبه گری قانونی...
آنهاشایدجیب راپرکننددرحالیکه به ازای هریک ریال که برجیب میریزندهزاران ریال ازجیب مردم بینوای این دیاررابه کام خوش نشینان واریزمی کنند...
صدای امروزمن نه ازدردخویش است بلکه فریاداستغاثه حقیقتی ست که درگلوی حق جویان وحق طلبان درمسیردادخواهی مانده وازدرون شعله ای تمام وجودشان رافراگرفته است

لرستان ای سرزمین رنجورازگنجورهای مانده درخاکی که شیرازه صداقت ووفاداری راآگورمایه جان بشریت نموده حال مرددهستم چگونه بنویسم نامت راتاقلم بغض اش خونین نگرددوجوهرش خشک نشودازاینهمه زخم هاییکه ازخنجر نامردمی برتن تویادگارمانده... 

لرستان ای سرزمین غیرت نشین باورنمی کنم غروب غیرت 



:: موضوعات مرتبط: سیاست , دلنوشته های شکسته , ,
:: برچسب‌ها: قوم لر , کهگیلویه وبویراحمد , ممسنی , اشعار , ایین ها , چهارمحال بختیاری , آتش به اختیار , لکستان , قوم لک ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : غریبه آشنا
تاریخ : پنج شنبه 22 تير 1396

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 95 صفحه بعد