نوشته شده توسط : tiyam

 

گروه تلگرامی ایل بزرگ پاپی از بالاگریوه لرستان 

جهت پیوستن به این گروه لطفا برروی کلمه 

ایل پاپی   کلیک کنید 

 

تصویر تزینی بوده

 

لرپرس/



:: بازدید از این مطلب : 120
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 08 شهریور 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tiyam


درشهریوربی طاقتی باآفتابی سوزان اما

هوای قلم این روزهاپرازانده وماتم است بررخت کلمات ابرهایی سیاه وباران زا نشسته اندتاقامت خم شده روزگارپرفتنه راازاشک فراق وحسرت ترنماید....

الهی :

هرکجامینگرم کینه ودردمیبینم 

وضمیرعاشقان راآه سردمیبینم 

عده ای درنازونعمت سرخ شدند

عده ای رادررکاب رخ زردمیبینم 

برخی درکاخ خیانت گشته غرق

برخی زیرزنجیرارابه گردمیبینم 

بعضی هاازسیری نان جان دهند

بعضی هارابانداری درنبردمیبینم 

افرادی ازغم وغصه اطلاعی ندارند

جمعی برحلقه آه بخت آوردمیبینم 

کسانی دیدیم که لاف ژن میزدند

ولی من ژن رادرون رگ مردمیبینم

لحظه لحظه میرسدکاردان عشق

اماعشق رابانوایی پُرْ جَرَدْ میبینم 

عقرب طالع اگر رقص کنان می آید

چونکه باعلیابدنبال هماوردمیبینم

علی_سرابی_یاقوند 

ف،ت،سیاسی فرهنگی رسانه شاعرحماسی سرا بالاگریوه لرستان 

مابقی اشعار ودکلمه هارامیتوانیددر کانال تلگرام 

مشاهده کنید.. لطفاروی کانال کلیک کنید

 



:: بازدید از این مطلب : 542
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 08 شهریور 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tiyam

 

 

مقایسه دهقان فداکار و کارگرفداکاربقلم شکسته علی_سرابي_یاقوند 

          هردوفداکارندامااین کجاوآن کجا

صدای قطاردردل یک شب سردباعث دلگرمی مسافران وچشم انتظاران به مقصدبود...کمی آنطرف ترصدای مهیب ریزش کوه حکایت از آسیب ریل قطاررافریادمیزد... 
مسافران قطارامابدون اطلاع ازاین ماجرالپ هایشان قرمزازشادی بودبالبهایی پرازخنده چشم دل رابه مقصددوخته بودند،قطارهرلحظه میرفت تاهمانندتایتانیک فاجعه ای سیاه رادرتاریخ خلق کندکه ریزعلی همان دهقان روستایی بادیدن این صحنه درسوزسرمای شدیدبدون معطلی پیراهنش راازتن درآوردوبصورت یک مشعل آتش زدتانورزردونارنجی اش همانندچراغ هشداردهنده خطری باشدبرای جلب توجه راننده قطاروهم ازگرمای اندکش امیدی باشدجهت جلوگیری ازمرگ درنهایت نتیجه این رفتار انسانی موجب گردیدتاحادثه ای تلخ رخ ندهدوازریزعلی یک قهرمان ملی بنام دهقان فداکاربسازدبه پاس قدردانی ازریزعلی نام اورادرکتب درسی به یادگارماند....

 
چندسال بعد...
نهم تیرماه 1394بود، هوای خوزستان گرم و ماهشهر گداخته‌تر، کارگران پتروشیمی مارون مشغول کار بودند
و فشار همزمان کار و گرما توان آنها را ربوده بود، کسی حوصله حرف زدن نداشت و دست‌ها و پاها
برای تمام شدن یک کار سنگین روزانه دیگر در تکاپوی بی‌امان بود که ناگهان صدای مهیب انفجار، ظهر تنبل
و کسل تابستانی را وحشت‌زده از خواب بیدار کرد، علائم هشداردهنده که به کار افتاد؛ همه ترسیدند
دربزرگترین پالایشگاه پتروشیمی کشور مازون که قلب تولیدونبض اقتصادایران است
یک آتش سوزی ناگواری رخ میدهدکه هرلحظه امکان انفجارمنابع ومخازن موجوددرپایلایشگاه
وجوددارد..بیش ازصدهانفردرحریم آتش سوزی قرارداشته ودرمجموع بالغ برسه هزار کارگرومهندس
درمحیط پتروشیمی مشغول کاروفعالیت هستندکه همگی تامرگ فاصله ای ندارند...
 
 
هرچه تلاش میکنندآتش مهارنمی شود.شعله های آتش هرثانیه بیشتروبیشترمیشود وخطرانفجارهاراتامرحله یقین بالامیبرد...
پالایشگاه درمعرض نابودی کامل است که بااین ویرانی هزاران خانواده صاحب مصیبتی تلخ خواهندشد...
قلبهادرسینه بیرون آمده دیگرمجالی برای  رویارویی باآتش نیست کارگران بایدسریعا محل راترک کنند
تالااقل چندنفری ازآسیب جان سالم بدرکنند...
 
فقط دریک صورت آتش مهارمیشودبستن شیرفلکه اصلی که آنهم درمیان شعله های فوران شده قرارگرفته
دل شیرمیخواهدبه آتش بزندتااین حادثه ویران کننده اقتصادایران وانهدام کامل پالایشگاه بهمراه نفرات آن رانجات دهد...
 
 
 
شیربچه ای ازقوم بزرگ لرکه همواره سبب نجات این دیاراهواری بوده اندباتشخیص صحیح وبیرون
راندن تمام کارگران ازمحوطه سیاوش واربه دل آتش زدتابابستن شیرفلکه اصلی ازبزرگترین فاجعه تاریخ ایران
زمین جلوگیری کندوخان هفتم هفت خوان این دنیای بدذات راباشهادت به پایان برساند...
 
 
 
امانه نام ،نه نشان ونه حتی درگوشه ای ازفهرست وحاشیه ی کتب درسی یادی ست
وغم انگیزترازآن فراموش کردن یاداین شهیدفداکاردراذهان کارگران ومدیران پالایشگاه است...
 
ملت ایران بایدبدانندکه امروزبخاطراز خودگذشتگی شهیدوالامقام_شهرام_محمدی
 
       ازدیارایذه است اگرهنوزپایشگاه سالم ودرحال تولیداست ...

ریزعلی_خواجوی پیراهنش سوخت قهرمان ملی شدو شهرام_محمدی جانش سوخت ولی....

یادش گرامی باد
 
علی_سرابي_یاقوند 
شاعرحماسی سرای قوم لرکارشناس سیاسی و رسانه

آتش_به_اختیار 
شهدارافراموش_نکنیم
 


:: بازدید از این مطلب : 470
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 27 مرداد 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tiyam

  اولین پوستر پایگاه خبری لرپرس

طرح_گرافیکی

شهید محسن_حججی 




باعنوان

اردوی_جهادی_تاالگوی_جهادی


طراح: علی_سرابی_یاقوند



:: بازدید از این مطلب : 498
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 مرداد 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tiyam
علیانوشت 

موضوع: تحلیل_روز

تاریخ : ۹۶/۵/۲۲

  لـ‌‌┅═ ﷽ ═┅•رس  

برحنجربریده خنجرشهیدان صلوات

چگونه تحلیل کنم وقتیکه :
دیشب همه خواب بودیم،فرزندی یتیم شد،تازه عروسی بیوه شدوبه خانه بخت نرفت،
مادری چشم به راه داغدار شد، پدری گریست، برادری بی‌برادر شد...

 شرمنده برادر! ما اینقدر بی خاصیت بودیم و هستیم که تا قبل اینکه
پیکرت به ایران برسد،یادمان برودکه چقدربه مردانِ مرداین سرزمین
وقهرمانان دلاور این دیار بدهکار هستیم.
دیشب وقتیکه درخواب بودیم ، حنجری بریده شد،سری زیرچرخ های
ماشین حرامیان له شد، پیکری قطعه قطعه شد.

وماهنوزبیدارنشدیم که آفتاب عمرشان غروب کردباطلوع خورشیدامروزما...
 
شهدادیگرشرمنده نیستم !!!
 
چونکه روسیاهم روسیاه
 
روسیاهم جانمحمدعلیپور 
روسیاهم محسن_حججی
روسباهم احمدمجدی
روسیاهم علی_قربانی
روسیاهم حبیب_رحیمی
روسیاهم مهدینظری 
روسیام احمدالیاسی
روسیاهم محمدکیهانی
 
روسیاهم که بازهم جامانده_ام

جانبازشیمیایی علی_سرابی_یاقوند 
ف،ت،سیاسی فرهنگی رسانه شاعرحماسی سرا بالاگریوه لرستان 

 


:: بازدید از این مطلب : 499
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 23 مرداد 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tiyam

علیانوشت 

هفتمین شهیدمدافع حرم ازشهرستان اندیمشک سنگربان کرخه ودز

بنام سرداردلها شهید جان محمدعلیپور رقم خوردتاهمانندخورشیدبر

قله افتخاردرخشان باشد

بابغض واشک خوندن ونوشتن دروصف شهیدی که عمری خاطره ازش داری کمی مشکل است  

چگونه بنویسم ازشهیدی که خودمعنی مهربانی وصداقت تندیس شجاعت وایثاراوخودحدیث ناگفته عشق است اوتمام تفسیردلاوری وازخودگذشتی بودشهیدی که درایام نوجوانی پشت نفربروپی ام پی تانک های تی ۷۲ ام واس همراه بامعنویت رشدنمود.

شهیددرزندگی بابرکتش منشاخیرورحمت بودبرای همسنگران ودوستانش مگرمیشودباجان محمددوست شوی وازاودل بکنی ..

مگرمیشوددرقاب کلمات گنجاندبغض واشک رادرفراق کسیکه بارهاوبارهادردوران دفاع مقدس تامرزشهادت پیش رفت اماخدانخواست تااینکه درزمره شهدای مدافع قرارش دهد.

شهیدی که صدای غرش تانک هایش رابایدازدشت تفدیده جنوب وسوزسرمای کردستان شنید..

براستی که روح بلندش همانندجسمش استواردرراه خداگام برمیداشت .

ازاولین هایی بودکه دوره مربیگری زرهی رابعدازجنگ درروسیه به پایان رساندباوجودی که میتوانست درمراکزدانشگاهی زرهی نیروی های مسلح مشغول تدریس باشدامامگرمیشوداورادراطاق تدریس مشغول کرد...

چگونه بنویسم ازدریادلی که موج روزگاردراواثرنکردوباصبوری مهارمیکردناملایمات هارا...

همسنگرم تورفتی ومن ماندم دراین سرای بی مهر

تورفتی ومن خواندم دراین غربت سراغزل تنهایی را

چگونه بدون یاران میتوان زیست.

خاطرات مرامی کشدآخر...

دعاکن منم آسمانی شودنامم

چشم انتظارلطف شهدا : علی سرابی یاقوند



:: بازدید از این مطلب : 557
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 19 مرداد 1396 | نظرات (1)
نوشته شده توسط : tiyam

فراخوان 


رادیو صدای مهربانی  


برنامه های هفتگی رادیو با موضوع خاص


می توانید برای ارسال صدای خود برای برنامه های روزانه طبق کنداکتور اعلام شده اقدام کنید. 


جوایز:

۴هدیه نقدی به بالاترین بازدید 

۴هدیه نقدی به انتخاب داوران 

برای ارتباط روی جمله زیر کلیک کنید


 «صدایمان کنید تا همصدا شویم» 

 

لرپرس/

 



:: بازدید از این مطلب : 467
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 18 مرداد 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tiyam

 

شهادت محمود صارمی؛ خبرنگار شهید (1377ش)

شهيد محمود صارمي در خردادماه ۱۳۴۷ش در شهرستان بروجرد در خانواده‌اي مذهبي ديده به جهان گشود. وي تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در مدرسه شهيد باهنر بروجرد سپري نمود و دوران متوسطه را نيز در دبيرستان حضرت رسول (ص) در رشته علوم انساني با موفقيت در سال‌هاي ۱۳۶۵-۱۳۶۶ش پشت سر نهاد. او همراه با تحصيل به‌دليل علاقه شديد به ورزش كاراته در اين رشته فعاليت خود را آغاز نمود و در فاصله كوتاهي با گذراندن دوره‌هاي مختلف در اين رشته، موفق به كسب كمربند مشكي و كارت مربيگري در اين حرفه شد. صارمي در سال ۱۳۶۷ش در كنكور سراسري رشته علوم انساني دانشگاه تهران پذيرفته شد و دوران تحصيلات دانشگاهي خود را به‌طور جدي با موفقيت و در سخت‌ترين شرايط زندگي - با كار كردن جهت امرار معاش و تأمين هزينه‌هاي تحصيل - طي كرد. وي در دوران تحصيلات در دانشگاه بنا به وظيفه و احساس مسئوليت از طريق بسيج دانشجويي دانشگاه تهران به جبهه‌هاي كردستان، حلبچه و جنوب خرمشهر اعزام و ۱۴ ماه در اين جبهه‌ها در كنار ساير رزمندگان اسلام به دفاع از كيان و تماميت ارضي كشور پرداخت. صارمي در سال ۱۳۷۱ش با داشتن دانشنامه كارشناسي، به ‌استخدام سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي درآمد و به‌عنوان كارشناس متون خبري فعاليت خود را آغاز نمود. وي پس از چند صباحي استخدام در سازمان ايرنا، تشكيل خانواده داد و در سال ۱۳۷۲ش خداوند فرزندي به او عطا كرد که نامش را سينا نهاد. صارمي با پشتكار فراوان در حين اشتغال در خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران، تحصيلات خود را در دوره كارشناسي ارشد ادامه داد و در سال ۱۳۷۴ش موفق به اخذ مدرك كارشناسي ارشد از دانشگاه شهيد بهشتي در رشته جغرافياي انساني با گرايش روستايي گرديد. صارمي در ۲۶ دي‌ماه سال ۱۳۷۵ش به‌عنوان مسئول نمايندگي خبرگزاري جمهوري اسلامي راهي كابل در افغانستان شد زيرا در شرايطي که اين كشور درگير جنگ‌هاي داخلي بود و به‌خوبي مي‌دانست در اين سرزمين آشوب‌زده خطر به اسارت درآمدن و حتي شهادت وجود دارد اما برحسب وظيفه، رسالت و تكليف اين راه را انتخاب كرد. او با تنها سلاحش كه ايمان و قلمش بود، در آن وضعيت بحراني كشور مصيبت‌زده افغانستان توانست مظلوميت مردم ستم‌ديده، زجركشيده و بي‌دفاع و بي‌گناه به‌ويژه مردم مزارشريف و جنايت گروه ضد بشري، تروريست، متحجر و خائن طالبان را به‌طور صريح و سالم به گوش جهانيان برساند. صارمي حدود ۲۰ روز قبل از سقوط مزارشريف و آن حادثه تلخ، دچار بيماري آپانديس مي‌گردد كه با مشكلات فراوان و تلاش و پيگيري دوستانش به مدت پنج ساعت شبانه به دكتر رفته و با توجه به وضعيت نامساعد جسمي‌اش، در محيطي كاملاً غيربهداشتي با فقدان امكانات، بدون وجود نور كافي و برق تحت عمل جراحي قرار مي‌گيرد. وي بعد از گذشت دو روز از اين جراحي، به ايران اعزام مي‌شود و با وجود سپري کردن دوران نقاهت در تهران، پس از اوج‌گيري جنگ در افغانستان برحسب تكليف از طريق خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران و با توجه به احساس مسئوليت شرعي و حرفه‌اي خبرنگاري و رسالتي كه بر دوش داشت؛ مجدداً چهاردهم مردادماه به محل كارش در مزارشريف اعزام شد و در زمان بسيار كوتاهي به مدت سه روز - تا هفدهم مردادماه - خبر سقوط مزارشريف و به خاك و خون كشيدن، قتل‌عام زنان، مردان و كودكان بي‌گناه را به ايران و سراسر جهان مخابره نمود. محمود صارمي به‌همراه ديپلمات‌هاي کنسولگري جمهوري اسلامي در هفدهم مردادماه ۱۳۷۷ش، غريب و بي‌گناه در زيرزمين كنسولگري ايران به‌شکلي فجيع و با بي‌رحمي تمام به‌وسيله پيشرفته‌ترين سلاح‌هاي آمريكايي توسط تروريست‌هاي طالبان به رگبار مسلسل بسته شد و به صف ره‌پويان قافله قلم‌داران شهيد پيوست.

لرپرس/انتهای خبر

 
 


:: بازدید از این مطلب : 513
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 17 مرداد 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tiyam

 

زبان لکی ثبت ملی شد

کمیته ثبت ‌ملی میراث ‌ناملموس در جلسه دیروز خود با پرونده ثبت زبان لکی موافقت کرد.

زبان لکی یکی از زبان‌های بسیار قدیمی است. تعداد واژه‌ها در این زبان را تا ۳۰ هزار واژه اعلام کرده‌اند.

در زبان لکی کنونی هنوز بسیاری از لغات، اصطلاحات و واژه‌های موجود در زبان اوستا به همان شکل اولیه بدون هیچ تغییری رایج و معمول هستتند



:: بازدید از این مطلب : 638
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 12 مرداد 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : tiyam

معنی میراث فرهنگی ناملموس چیست 

لرپرس نوشت :

 زبان لکی درفهرست ملی میراث ناملموس ثبت گردید

برای آنکه بهترمتوجه شویم لازم است ابتدامفهوم میراث ناملموس رابدانیم

تعریف میراث فرهنگی ناملموس


میراث فرهنگی ناملموس به مجموعه ای دوبخشی از تولیدات وفرایندهای غنی فرهنگی گفته می‌شودکه بخش اول باگذشت زمان به طریق سینه به سینه که ازنسل‌های پیشین باقی مانده‌اندبه نسل جدیدانتقال می یابند بخش دوم آن دارایی‌های فرهنگی محصولاتی ملموس مانند ساختمان‌ها یا کارهای هنری هستند بخش‌های زیادی از سنن وفرهنگها به‌شکل ناملموس بوده همانند ترانه موسیقی رقص داستان ها وهمچنین هنرهای زیبایی در آشپزی صنایع دستی آیین ها سرگرمی هایی نظیربازیهای محلی و... شکل‌هایی از فرهنگ به‌شمار می‌روند که که قابل ثبت و ضبط هستند ولی ملموس نبوده و قابلیت ذخیره در محل فیزیکی مانند موزه را ندارند یعنی اینکه محسوس هستندولی نه ازنظرشکل ظاهری بلکه ماهوی آن ولی از طریق ابزارها و وسایلی که در آن‌ها به‌کار رفته‌اند قابل تجربه‌کردن هستند

این وسایل فرهنگی توسط سازمان ملل متحد گنجینه‌های بشری نامیده شده‌است.

 عــلي سرابـي یاقوند 



:: بازدید از این مطلب : 882
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 12 مرداد 1396 | نظرات (1)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران