نوشته شده توسط : tiyam

#علیانوشت 

چه آمدبرسراقوام ایران 

که اینگونه شدندسردرگریبان

چه آمدبرسر اقوام وفامیل

که اینگونه شدن مانند قابیل 

چرا مهرو صفا ازاین میان رفت

چراعشق ووفادربینمان رفت 

چراخواهربه خواهرفخرفروشد

برادر بر برادر میخروشد

پدربا بچه هایش می ستیزد

ومادر از همه هم می گریزد

نه عمه و نه خاله نه عموجان 

نه دایی مانده نه حرمت مهمان 

همه چیزگشته میدان رقابت

نمانده احترامی در رفاقت 

رفاقت ها همه برپول سواراست

همین مقیاس هرنوع اعتباراست

نمای خانه ها شکیل و زیباست

درونش اماهرروزجنگ وغوغاست

نه حرمت مانده و نه اعتباری 

همه اقوام شدندازهم فراری

یکی برای اسمش میرودحج

برای بستگانش راه کند کج

نمیدانندکه مکه یک بهانه ست

که ره گم نشود وآن نشانه ست

یکی باماشینش می بالد هرروز

که از بالندگی گرفته او قوز 

همه تا زنده اند ضد هم هستند

به وقت مرگ ولی مرده پرستند

نه مهرورزی نه ایثارنه ترحم

همه خوبیهای مردم شده گم 

نه عشق وعاشقی نه هم محبت

نمانده بین فامیل بجز محنت 

خدایاحال علیاگشته محزون

ازاین نامردمی هاشده دلخون

شاعر : علی سرابي یاقوند

 




:: بازدید از این مطلب : 571
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 05 دی 1397 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید