نوشته شده توسط : tiyam

 

 

خدای مهربانم
الــــــهی..
همـــــــیشه در حوالی دلتنگی های من..
            جاری میــــــشوی…
الهی..
جـــاری میشوی در ابری چـــشمانم..
و میـــــباری آنقدر تا زلال شــــوم..
الهی..
انقدر که آســــمانی شود هوای دلم… 
داشتن تو..
به همه نداشته ها می ارزد..
الهی..
همیشه هم نفس و هم قدم راه زندگی بندگانت باش
الهی…
ما بندگان رو ب حال خودمان رها نک
 
اهل شعرم… اهل تنهایی و درد… 
پیشه ام فریاد است!! کاسبم… کاسب دل… 
صادراتم شادی.و.. وارداتم غم ودرد… 
دوستانی دارم سردتر از سردی برف… 
گاه گاهی یخشان میشکند… 
گاه گاهی دلشان می سوزد… ولی از روی ترحم… 
سر زمینی دارم مردمانش همه دوست. ولی از روی ریا…
خنده ام می گیرد!!! 
دلشان مرده ولی، لبشان خندان است… 
گله از اهل تماشا دارم… گله از این همه حاشا دارم… 
خنده ام می گیرد!!!
من خودم اهل تماشا هستم… 
گاه گاهی دلی میسازم، میفروشم به شما… 
تا به آواز صداقت که در آن زندانیست دل بی مهر شما تازه شود…
چه خیالی… چه خیالی… 
خوب میدانم دلتان بی مهر است.. 
 
 
 
 
 
به ما گفتند باید بازی کنید 
گفتیم با کی  ؟ 
گفتند با تیم دنیا 
تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟
سوت آغاز بازی رو زدن . فقط فهمیدیم خدا تو تیم ماست
بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد 
ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم امتیاز ها برابر بود 
تو همین فکر بودم که خدا زد پشتم و خندید و گفت :
نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن
گفتم آخه چطوری ؟
بازم خندید و گفت :
خیلی ساده فقط پاس بده به من  !

باقیش با من   ؟!

 
 
 
 



:: بازدید از این مطلب : 596
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 18 دی 1395 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید